طپش دیجیتال

فریاد زیر آب - بانی‌فیلم - طپش دیجیتال

--


حکایت «گوش» معاون مطبوعاتی و «ناله» رسانه های مستقل

مسعود داودی – سردبیر :
یکی از عمده ترین دلایل وجودی معاونت مطبوعاتی در وزارت ارشاد، طراحی و برنامه ریزی برای حمایت منطقی و اصولی از رسانه هایی است که بدون اتکا به حمایت احزاب و گروه ها و جناح های سیاسی و همچنین بدون بهره مندی از انواع و اقسام ردیف های بودجه مصوب، به فعالیت و انتشار روزنامه، هفته نامه و ماهنامه ها می پردازند؛ این طراحی و برنامه ریزی ها البته نیاز به شناخت دقیق و درست از فضای مطبوعات کاغذی دارد تا برنامه های ارائه شده به شیوه مالوف برخی از مدیریت ها، جنبه آزمون و خطا پیدا نکند.
روزنامه بانی فیلم در عمر پانزده ساله خود، شاهد حضور مدیران مختلفی در سمت معاون مطبوعاتی بوده که هر کدام با «خط» کشیدن روی برنامه ها و کارهای انجام شده معاونت های سابق و اسبق، تلاش می کردند حرف و برنامه های خود را در این زیرمجموعه مهم وزارت ارشاد پیاده و اجرا کنند؛از طرح پرداخت یارانه مستقیم تا دادن سهمیه های کاغذ ایرانی و خارجی که هرکدام در جای خود نشان از قوت و ضعف مدیران شاغل در معاونت مطبوعاتی داشت.
با روی کارآمدن دولت یازدهم، به نظر می رسید شرایط مطبوعات قرار است بهتر از گذشته باشد و حمایت های معاونت مطبوعاتی صرفا شامل چند روزنامه و نشریه «نورچشمی» نشود و یارانه ها در قالب بودجه های مصوب برای حمایت از فعالیت فرهنگی رسانه ها، جامعیتی پیدا کرده و در شکل و میزان کمک این حمایت ها به رسانه های مستقل، اما به لحاظ گرایش سیاسی همسو با دولت نوعی عدالت توام با تدبیر در پیش گرفته شود که متاسفانه چنین نشد!
سیاست مطبوعاتی دولت یازدهم برخلاف دولتهای پیشین نه تنها جامعیتی نیافت، بلکه با در پیش گرفتن طرح هایی که عمدتا روی کاغذ به نظر پذیرفتنی و شدنی می آمد، مطبوعات را به پرتگاهی نزدیک کرد که حاصلش پس از عمر چهارساله این دولت، حاصلی به جز شکست های متعدد و زیر سئوال رفتن اعتبار نشریات قدیمی و دارای جایگاه نداشته است!
طرح هایی مانند پرداخت غیرمستقیم یارانه ها برای بیمه مطبوعات و طرح اشتراک مطبوعات که پس از چهار سال و با استمرار مخالفت های رسانه ها در آذر ماه امسال متوقف شد، همگی نشان از عدم شناخت دقیق و آگاهانه از فرایند انتشار یک روزنامه، هفته نامه و حتی ماهنامه و سالنامه دارد.
ادامه روند غیرمنطقی حمایت های موسوم به یارانه های غیرمستقیم، حیات طبیعی و روال مشخص شده رسانه های کاغذی را دچار آسیب های جدی و بعضا جبران ناپذیری ساخت.
یکی از انفعالات مدیریتی در معاونت مطبوعاتی، نداشتن طرحی برای پیشگیری از افزایش سرسام آور قیمت کاغذ بود؛ این عقب نشینی و نداشتن طرح و برنامه باعث شد قیمت این کالای حیاتی برای نشریات کاغذی، در مدت کمتر از دو ماه از رقم دوهزار و سیصد تومان به ازای هرکیلو، در اواخر هفته گذشته به مبلغ سه هزار و هشتصد و پنجاه تومان برسد.
سیر صعودی قیمت کاغذ و جهش آن اگرچه تابع شرایط دیگری از جمله بالا رفتن قیمت ارز می توانست باشد اما بالا رفتن کمتر از هشت درصد در قیمت ارز با جهش هفتاد درصدی قیمت کاغذ قابل تبیین نیست!
همین عوامل که اگر با نگاه بدبینانه مورد بررسی قرار گیرد، تعمد و قصد را می توان در آن مشاهده کرد، مطبوعات عمدتا مستقل را در آستانه تعطیلی قرار داد.
معاونت مطبوعاتی بدون توجه به مصائب انتشار مطبوعات کاغذی، در یک فرایند سیاست ورزی غیرکارشناسی، با اهمیت دادن و حمایت جانبدارانه از رسانه های مجازی، روند سقوط رسانه های مکتوب را فراهم و تسهیل کرد.
وقتی نگاه حاکم بر دیدگاه های شخص معاون مطبوعاتی، متوجه به حاشیه راندن و در نهایت تعطیلی رسانه های کاغذی باشد، تمام فریادهای اعتراضی نه تنها شنیده نخواهند شد، بلکه سرعت تعطیلی فعالیت مطبوعاتی این گونه رسانه ها، نقطه تاریک و مبهمی در کارنامه کسانی خواهد شد که داعیه داشتن برنامه های تبیین شده و مدون برای تمامی مطبوعات داشته اند…
تاریخ مطبوعات از زمان میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل تا به امروز هرگز شاهد چنین دوران مملو از بی تدبیری و تعمد برای به تعطیلی کشاندن بنگاه های قدیمی و مستقل مطبوعاتی نبوده است!
مسلم است که تاریخ نویسان مطبوعاتی کشور، در هنگام نگارش رویدادهای این عرصه پرخطر و مشقت بار، به قضاوت و داوری مدیریت کسانی خواهند نشست که حاصل مدیریت شان، یکی از تلخ ترین دوره های فعالیت روزنامه نگاران مستقل بوده است…
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست
آنچه البته به جایی نرسد فریاد است…
روزنامه بانی فیلم به دلیل مواجهه و قرار گرفتن در شرایطی کاملا یک سویه و ناجوانمردانه، از این هفته تغییراتی را در روند انتشار خود به وجود می آورد؛ انتشار سه شماره در هفته، قطع تیراژ برخی از شهرستانها و کم کردن صفحات روزنامه، از آخرین تمهیداتی است که برای احترام گذاشتن به اعتبار خود و اعتماد مخاطبان در پیش خواهیم گرفت.
خوانندگان نخستین روزنامه سینمایی ایران عزیز می دانند در این مدت پانزده ساله چه فراز و نشیب هایی را پشت سر گذاشته ایم و چه آسیب هایی را به تن نحیف خود تاب آورده ایم؛ همین آگاهی هاست که به ما قوت و قدرت تحمل ناروایی ها و مصایب می دهد.
می دانیم نزد صاحبان مقام و جاه، اعتراض ما به مانند «فریاد زیر آب» است و خوشحالی آنان در نبود رسانه هایی مانند بانی فیلم است، اما تلاش می کنیم با استعانت از لطف حضرت باریتعالی و با یاری خوانندگان محترم روزنامه، از این «پیچ خطرناک» و «معبر پرخطر» نیز به سلامت بگذریم…

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ارسال دیدگاه جدید

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.