طپش دیجیتال

سلامت اجتماعی Archives - طپش دیجیتال

  • تاریخ : ۳۱ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 3 views
سلامت نیوز: معاون اجتماعی وزیر بهداشت از افزایش سن امید به زندگی در کشور خبر داد و گفت: در سال ۵۳ میزان سن امید به زندگی در کشور ۵۳ بود که این میزان در سال ۹۵ به ۷۵ سال رسید. به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا، دکتر ایازی در نخستین مجمع سلامت استان در سالن غدیر استانداری گیلان ضمن تبریک اعیاد شعبانیه اظهار کرد: حوزه اجتماعی سلامت، مقدم بر حوزه بهداشت است وی با اشاره به تاکیدات رییس جمهور به تشکیل مجامع سلامت در استان ها و شهرستان ها تصریح کرد: مجامع سلامت ابزاری برای تسهیل مشارکت مردم و اجتماعی شدن سلامت است. معاون اجتماعی وزیر بهداشت با بیان اینکه حوزه درمان به تنهایی نمی تواند همه سلامت مردم را تضمین کند، افزود: تمامی سازمان ها در امر سلامت نقش دارند. ایازی افزایش مشارکت اجتماعی مردم برای ارتقای سلامت خود ضروری دانست و افزود: در نظر گرفتن اقدامات پیشگرانه می تواند ارتقای سلامت جامعه را بدنبال داشته باشد. وی از راه اندازی کانون های سلامت محله با رویکرد اجتماعی شدن مقوله سلامت خبر داد و افزود: کانون سلامت محله، نقطه آغاز مشارکت های اجتماعی مردم در حوزه سلامت است. معاون اجتماعی وزیر بهداشت فراهم کردن زمینه انتقال مسئولیت های قابل واگذاری به کانون های محلات، فراهم کردن امکان مشارکت ساختارمند مردم، توانمندسازی جوامع محلی، همکاری مسئولانه همه بخش ها در حمایت از ایجاد کانون ها و مجامع سلامت محلات، تعهد همه نهادها و سازمان های محلی محوریت شعار سلامت سال محلات، شناسایی و هدایت منابع مختلف در جهت پاسخگویی به نیازهای سلامت، فراهم کردن امکان انتقال صدای مردم در زمینه سلامت از سطح به سطوح بالاتر را از مهم ترین انتظارات از مجامع سلامت استان و شهرستان ها عنوان کرد. وی با تاکید بر اجتماعی شدن نظام سلامت افزود: مشارکت سازماندهی شده تمامی آحاد مردم در حوزه سلامت، همکاری و همراهی ساختارمند، مسئولانه و متعهدانه همه بخش های حاکمیت، کاهش نابرابری ها به منظور تحقق عدالت در قالب پوشش همگانی سلامت با اولویت اقشار محروم جامعه از عوامل تاثیرگذار در اجتماعی شدن نظام سلامت است. ایازی، آسیب های اجتماعی را از مسائل مورد توجه مقام معظم رهبری و روسای سه قوه دانست و گفت: افسردگی در زنان ۱۶ درصد و در مردان ۱۲ درصد است. وی از افزایش سن امید به زندگی در کشور خبر داد و افزود: در سال ۵۳ میزان سن امید به زندگی در کشور ۵۳ سال بود که این میزان در سال ۹۵ به ۷۵ سال رسید. معاون اجتماعی وزیر بهداشت با بیان اینکه ۵ میلیون بیمار دیابتی در کشور وجود دارد، گفت: ۵ میلیون نفر نیز در کشور در آستانه ابتلا به دیابت قرار دارند که این آمار زنگ خطری برای سلامت در جامعه است و کانون های سلامت محله فرصتی برای ارائه خدمات در حوزه سلامت است.
  • تاریخ : ۳۱ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 3 views
سلامت نیوز: رئیس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک پلیس راهور از یکطرفه شدن محور چالوس از مازندران به سمت تهران از بعداز ظهر امروز خبر داد. به گزارش سلامت نیوز، سرهنگ نادر رحمانی در گفت وگو با پانا ، درباره آخرین وضعیت جوی و ترافیکی جاده های کشور در 31 فروردین ماه، گفت: در حال حاضر در شرایط ترافیکی جاده های کشور مشکل خاصی مشاهده نمی شود و کلیه محورهای مواصلاتی از ترافیکی روان برخوردار هستند. وی افزود: در محورهای مواصلاتی کشور مداخلات جوی مشاهده نمی شود؛ اما یکطرفه شدن محور چالوس از مازندران به سمت تهران از بعداز ظهر امروز در برنامه قرار دارد که درباره آن اطلاع رسانی دقیق انجام خواهد شد. وی ادامه داد: در روزهای آتی با توجه به پیش بینی های انجام شده برای آب و هوا محورهای مواصلاتی کشور سطحی لغزنده خواهد داشت لذا نیاز است رانندگان درباره شرایط محیطی به درستی کسب اطلاع کنند و نکات ایمنی رعایت کنند.
  • تاریخ : ۳۰ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views
سلامت نیوز:در کشور ما اخذ هر گونه وام نیازمند صرف هزینه و زمان فراوان است. سال گذشته مبلغ وام ازدواج از 10 میلیون تومان به 15 میلیون تومان افزایش یافت. به گفته مسئولان امر هدف از این اقدام برطرف سازی مشکلات مالی جوانان این مرز و بوم بوده است. به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه آرمان حال با تمام اقدامات انجام شده از سوی مسئولان برخی از مدیران بانک ها از پرداخت این وام امتناع می کنند. این در حالی است که بانک مرکزی، بند الف تبصره ۱۶ قانون بودجه سال ۱۳۹۷ کل کشور را داده است که بر اساس آن مبلغ تسهیلات قرض الحسنه ازدواج برای هر یک از زوج ها در سال ۱۳۹۷، ۱۵ میلیون تومان تعیین و به شبکه بانکی ابلاغ کرده است.

وام های ازدواج به روز می شود

در دی 96، معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان با تاکید بر اینکه در سال 96 به حدود یک میلیون جوان وام ازدواج پرداخت شده است، افزود: در حال حاضر وام ازدواج در کمترین زمان ممکن پرداخت می شود و زوج های زیادی در صف انتظار قرار ندارند؛ به همین دلیل نمی توان رقم دقیقی را برای پیش بینی تعداد وام های سال آینده اعلام کرد. بنابراین براساس تعداد ازدواج ها سال آینده (97)، وام ازدواج نیز به روز و با کمترین زمان پرداخت می شود. به گزارش ایسنا، محمد مهدی تندگویان حداکثر زمان انتظار زوج هایی که برای دریافت وام ثبت نام کرده اند را بین یک هفته تا 10 روز اعلام کرد و گفت: پرداخت وام ازدواج 15 میلیون تومانی در بودجه سال 97 پیش بینی شده و به زوج هایی که درخواست وام ازدواج بدهند، پرداخت می شود. همچنین در صورتی که افرادی در صف انتظار دریافت وام باشند و زمان دریافت وامشان با پرداخت رقم 15 میلیونی همراه باشد، بر اساس دستورالعمل بانک مرکزی، برایشان تصمیم گیری می شود.

پرداخت وام ازدواج ۱۵ میلیونی

در روزهای اخیر هم سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه سال ۹۷ تاکید کرد که پرداخت وام ۱۵ میلیون تومانی ازدواج از اولین روز سال جدید لازم الاجرا است. علی اصغر یوسف نژاد با اشاره به امتناع بانک ها از دریافت درخواست وام ازدواج 15 میلیون تومانی توسط زوج ها، اظهار کرد: از نگاه مجلس قانون بودجه سنواتی از اولین روز سال قابلیت اجرا دارد. او بیان کرد: قانون بودجه سال 97 درباره وام ازدواج صراحت لازم و کافی را دارد و بانک ها باید وام 15 میلیون تومانی را با اقساط پنج ساله به زوج ها پرداخت کنند. نماینده مردم ساری و میان دورود در مجلس، درباره نحوه اجرا شدن قانون و وام ازدواج اظهار کرد: بانک مرکزی باید نسبت به این مصوبه مجلس اقدام کند، چرا که وام 15 میلیون تومانی ازدواج خواسته دولت، رئیس جمهور و مجلس است. او یادآور شد: موضوع وام ازدواج 15 میلیون تومانی را شخص رئیس جمهور با حضور در وزارت اقتصاد مطرح کرد و در مجلس نمایندگان با آن موافقت کردند که به نظر می رسد این وام از جمله مطالبات مردم است. یوسف نژاد تاکید کرد: وام ازدواج قابلیت اجرا دارد و انتظار می رود، دولت نسبت به اجرای هر چه سریع تر این قانون اقدام کند. به گزارش خانه ملت، سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه سال 97 مجلس به علت تاخیر دولت در اجرای قانون اشاره و اظهار کرد: اجرای قوانین دو هفته بعد از ابلاغ آن از سوی رئیس جمهور جنبه عملیاتی می گیرد، در واقع در حال حاضر پرداخت وام ازدواج مراحل تدوین آیین نامه و دستورالعمل را پشت سر می گذارد.

زمان پرداخت وام ازدواج 15میلیونی مشخص شد

همچنین سرپرست اداره اعتبارات بانک مرکزی پیش بینی کرد کار پرداخت تسهیلات ۱۵ میلیون تومانی ازدواج از اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت آغاز شود. شهرزاد دانشمندی با اشاره به ابلاغیه این بانک به بانک های عامل در 14 فروردین گفت: پیش بینی می شود با ابلاغیه این بند قانونی لایحه بودجه سال 97 مدیران عامل بانک ها به شعب بانک های عامل کار پرداخت تسهیلات 15 میلیون تومانی ازدواج از اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت آغاز شود. او در روزهای اخیر درباره تاخیر در اعطای این وام تاکید کرد: هفته گذشته ابلاغیه آن به بانک های عامل ارسال شد تا به زیر مجموعه برسد و از آن پس به سرپرستی ها و شعب استانی ابلاغ و منابع آن تامین شود و زمانبراست که به نظر می رسد اجرای آن در کوتاه ترین زمان آغاز شود. او در این باره که چه کسانی مشمول دریافت وام 15 میلیونی هستند، گفت: متقاضیانی که در موعد مقرر در سامانه ازدواج ثبت نام کرده، پرونده تشکیل داده و در نوبت دریافت قرار گرفته اند، اما تسهیلات دریافت نکرده اند، مشمول دریافت هستند. او درباره تضامین دریافت کنندگان وام 15 میلیونی نیز گفت: قطعا از درخواست کنندگان این وام تضامین بیشتری دریافت می شود، چرا که طبق مصوبات شورای پول و اعتبار تسهیلات تا سقف 10 میلیون تومان تنها به یک ضامن نیاز دارد، اما وام های بیشتر از آن به تشخیص بانک های عامل باید با تضامین کافی در اختیار متقاضیان مشمول قرار گیرد. دانشمندی درباره عملکرد نظام بانکی در پرداخت اینگونه تسهیلات نیز گفت: در سال 96 با افزایش مبلغ تسهیلات به 10 میلیون تومان، یک میلیون و 157 هزار نفر از این نوع تسهیلات قرض الحسنه برخوردار شدند که مجموع وجوه پرداختی به این تعداد ، یک میلیون و 221 هزار و 526 میلیارد ریال است که از نظر تعداد دریافت کنندگان 6/14 درصد و به لحاظ مجموع مبلغ پرداختی، 24 درصد نسبت به سال پیش از آن رشد داشت. او تصریح کرد: با توجه به اینکه مبلغ وام ازدواج امسال 50 درصد نسبت به سال 96 رشد دارد و سایر تکالیف قرض الحسنه ای هم طبق بودجه برای نظام بانکی دیده شده، تلاش می شود، میزان پرداختی تسهیلات قرض الحسنه ازدواج در سال جاری دست کم با سال گذشته یکسان باشد.

آغاز پرداخت وام ازدواج از نیمه دوم اردیبهشت

این در حالی است که رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس با اشاره به لایحه بودجه سال 97 گفت: پرداخت تسهیلات قرض الحسنه ازدواج 15 میلیون تومانی از اوایل نیمه دوم اردیبهشت آغاز می شود. همچنین محمد رضا پور ابراهیمی، درباره تاخیر در پرداخت تسهیلات از طریق شعب بانک عامل افزود: هر سال پس از هماهنگی های اولیه این بخشنامه به بانک های عامل ابلاغ می شود که در سال جاری نیز بانک مرکزی از 14 فروردین دستورالعمل را طبق لایحه بودجه ابلاغ کرده است که امیدواریم طبق برنامه اعلام شده پرداخت تسهیلات به متقاضیان آغاز شود. او تصریح کرد: با این وجود، اگر پرداخت تسهیلات قرض الحسنه ازدواج به متقاضیانی که پیش تر پرونده تشکیل داده و در نوبت قرار گرفته اند با تاخیر مواجه شود، بانک ها به سرعت موظف به جبران زمان تاخیر افتاده هستند. این نماینده مجلس پرداخت وام قرض الحسنه ازدواج را اقدام مناسب در سال های گذشته بر اساس مصوبات خانه ملت دانست و گفت: عملکرد سیستم بانکی در پرداخت این تسهیلات هم مورد اقبال بوده و هم در این مدت تخصیص مناسبی صورت گرفته است که باید کمک کنیم سنت حسنه ارائه تسهیلات قرض الحسنه به دیگر امور هم گسترش یابد. او با اشاره به آمار عملکرد نظام بانکی در پرداخت این وام در سال 95 گفت: در آن سال یک میلیون و 200 هزار نفر و در 9 ماهه ابتدایی و سال گذشته نیز یک میلیون نفر از این تسهیلات برخوردار شده اند که با احتساب سه ماهه پایانی سال 96 حدود 12 هزار میلیارد تومان وام قرض الحسنه ازدواج دریافت کردند. به گزارش خبرگزاری صداوسیما، پور ابراهیمی افزود: از آنجایی که این نوع وام کارمزد پایین دارد و در ابتدای زندگی زوج های جوان قدم خوبی محسوب می شود، مورد توجه جوانان است.

  • تاریخ : ۳۰ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views
سلامت نیوز: طلاق در زندگی مشترک به منظور راهکار خروج از بن بست ها تعریف شده است. به مرور زمان طلاق بن بستی در زندگی خانوادگی و تحکیم خانواده شد و راهکار اولیه و اصلی بسیاری از زوجین شد. راهکار طلاق توافقی اساسا به دلیل کاهش در اتلاف وقت زوجین در هنگام طلاق مطرح شد، اما به مرور به یکی از بزرگ ترین خطراتی تبدیل شد که بنیان خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد. طلاق در سال گذشته رکوردشکنی کرده و در تاریخ ایران بی سابقه بود، حال راهکار چیست؟ آیا زمان آن نرسیده که فکری اساسی به حال مساله خانواده و تحکیم آن انجام دهیم؟ به نظر می رسد آموزش های پیش از ازدواج راهکار نهایی برای معضل طلاق در جامعه نبوده است و باید به فکر فرهنگسازی در آموزش و پرورش و دانشگاه ها باشیم تا شاید گره کور طلاق در ایران آسان باز شود.

به گزارش سلامت نیوز به نقل ار روزنامه آرمان سوال اصلی، تبعات خروج آمار طلاق از حد استاندارد و مشروع است. در واقع افسارگسیختگی آمار طلاق چه مشکلاتی را برای جامعه ایجاد می کند؟ آمار طلاق به روشنی روز به ما ثابت می کند جامعه ایران دچار مشکلات متعددی در زمینه شکل گیری، حفظ و ثبات نهاد خانواده است و همچنین باید در مورد روش ها و نوع نگاه جامعه به طلاق بازنگری اساسی کرد. علاوه بر آمار تاسف بار طلاق شاهد کاهش حدود هشت درصدی در آمار ازدواج نیز بوده ایم. کاهش میزان ازدواج در شرایطی که جامعه به سوی کهنسالی حرکت می کند و میانگین سنی افراد افزایش یافته هشداری جدی برای جامعه انسانی کشور است.

طلاق، کلید آسیب های اجتماعی

طلاق یک عامل بسیار موثر در تولید بسیاری از آسیب ها ی اجتماعی است و یکی از مهم ترین آنها تولید فرزندان طلاق است. بخش عمده ای از فرزندان طلاق درگیر انواع مختلفی از آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد، کودکان کار، افت تحصیلی و کاهش عملکردهای اجتماعی می شوند و به ویژه دختران را از نظر مسائل اخلاقی با مشکل مواجه می کند. به طورکلی پدیده طلاق امروز حدود و مرزهای استاندارد و قابل قبول را پشت سر گذاشته است. درست مانند گردبادی قابل پیش بینی که فضا و نظام اجتماعی جامعه را هدفگذاری کرده است. بنابراین زنگ خطر برای هشیاری مسئولان و مردم به صدا درآمده تا بتوان از رشد این پدیده پیشگیری کرد و آن را کاهش داد.

طلاق های ثبت نشده!

میزان طلاق اعلام شده از سوی سازمان ثبت واحوال کشور بیانگر طلاق های رسمی و ثبت شده است، بنابراین اگر بخواهیم آمار طلاق های عاطفی را نیز بر این میزان بیفزاییم در این صورت با شرایطی فاجعه آمیز روبه رو هستیم. در حال حاضر ثابت شده بخش قابل توجهی از زوجین طلاق رسمی نمی گیرند، اما درگیر طلاق عاطفی هستند. این واقعیت آغازگر مسائل خطرناکی میان زوجین مانند خیانت است، زیرا نوع برخورد زوجینی که درگیر طلاق عاطفی هستند به هیچ عنوان دوستانه و همدلانه نیست.

فرزندی که پدر یا مادر ندارد

قطع ارتباط جدی میان فرزندان و یکی از والدین آثار مخربی بر آنها دارد. جلوه بصری طلاق را امروزه با تعداد زیاد و قابل توجه زنان سرپرست خانوار مشاهده می کنیم. هر چند این آمار در کلانشهرها یا شهرهای مختلف متفاوت است، اما آمار قابل توجه آن سبب آسیب های جدی به زنان شده است. اغلب این زنان درحالی سرپرست خانوار می شوند و مسئولیت نگهداری فرزند را برعهده دارند که دارای شغل نیستند و توانمندی خاص و قابل اشاره ای نیز ندارند. قطعا این زنان و فرزندان آنها درگیر آسیب های بسیار جدی در بستر جامعه می شوند و نگاه نامتعارف و ابزاری بخشی از جامعه به این زنان تنها نمونه کوچکی از آنهاست. از سوی دیگر مسائل تامین معیشت خانواده و همچنین کنترل شرایط زندگی از نمونه مشکلات مهم دیگر این زنان است. در واقع آنها علاوه بر نقش زن خانواده مرد نیز هستند و اغلب فقدان زمان مجال رسیدگی و تربیت درست فرزندان را از آنها می گیرد. این اقشار با آسیب های خاص و بسیار متفاوتی مواجه اند. در ایفای نقش مادری و مراقبت از فرزند به میزان کمی موفق خواهند بود، زیرا باید جبران خلأ وجود پدر را نیز برای فرزندان پر کنند. اغلب این زنان پس از طلاق عهده دار نگهداری و مراقبت از فرزند خود نیز هستند. آنها در انجام وظایف مادری خود اغلب ناموفق هستند و نمی توانند خلأ نبود پدر را برای فرزندان پر کنند.

حمایت قانونی لازم نمی شود

به رغم تمام مشکلات فوق الذکر و همچنین مشکلاتی که مجال گفتن آنها در این مقال نمی گنجد قوانین کافی در زمینه حمایت از زنان سرپرست خانوار نیز وجود ندارد و به این دلیل گاهی این زنان با مشکلاتی روبه رو می شوند و قدم در راهی می گذارند که بازگشت از آن امکانپذیر نیست. حمایت از زنان سرپرست خانوار هر چند اکنون وجود دارد، اما کافی نیست. دامنه فقر در میان زنان سرپرست خانوار بسیار وسیع تر از سایر افراد در جامعه است. این زنان که زمانی طعم تلخ ناکامی و شکست را در زندگی زناشویی چشیده اند و اختتام زندگی آنها به طلاق منجر شده است، حال باید دوباره ناکامی و شکست در تامین نیازهای زندگی را بر دوش بکشند. این ناکامی و شکست گاهی این زنان را به شدت رنجور و خسته می کند و آنها در مقابل مشکلات کم می آورند و در نهایت تسلیم فشارهای جامعه و درگیر آسیب های اجتماعی می شوند.

زنگ خطری که به صدا درآمد

زنگ خطر برای آینده جامعه به صدا درآمده و قادر به ایجاد تزلزل در نظام اجتماعی کشور است. بنابراین باید برای خانواده و تحکیم آن فکری اساسی کرد. در رأس این اقدامات مسئولان دولتی وجود دارند. دیگر زمان آن فرا رسیده فریادهای هولناک و رسای طلاق را از بستر جامعه بشنوند و برای مواجهه و مقابله با آن اقدامات اساسی انجام دهند. طبیعی است برخی زوجین نتوانند با یکدیگر کنار بیایند و با یکدیگر متارکه کنند. در واقع طلاق در بازه ای قابل قبول به عنوان یک مساله اجتماعی پذیرفتنی است و می تواند دلایل و توجیهات اجتماعی داشته باشد و می شود درباره آن بحث و تبادل نظر کرد. آمار طلاق در سال گذشته از سال 1344 تا به امروز در تاریخ ایران بی سابقه بوده و یک رکورد به حساب می آید. این آمار نمود هشداری خاص است که نشانه های خود را به ویژه در حوزه تنزل در بنیان اجتماعی خانواده نشان می دهد.

لزوم اهمیت به آموزش

حدود یک سوم و 30 درصد از ازدواج ها به طلاق منجر می شود و در پاره ای ازشهرها نیمی از ازدواج ها مختوم به طلاق اند. اگر در نظر داشته باشیم که بیشترین طلاق ها در پنج سال اول زندگی مشترک رخ می دهند، آنگاه می پذیریم که جامعه در حل بحران های خانوادگی ماهر نبوده و تاحدود زیادی ناتوان است. این را رئیس انجمن آسیب شناسی ایران می گوید. کوروش محمدی می افزاید: خانواده ها با نگاه غیرماهرانه، آماتور و مبتنی بر احساس با فرزندان خود برخورد می کنند و سبک های رایج فرزندپروری و اصول تربیتی در خانواده ها و همچنین نظام تعلیم و تربیت که شامل مدارس و دانشگاه می شود نیازمند اصلاح هستند تا در آینده شاهد رشد بیشتر پدیده طلاق در جامعه نباشیم. او خاطرنشان می کند: مطالعات قبلی صورت گرفته به طلاق حاکی از وقوع کمتر این آسیب اجتماعی در میان خانواده های تحصیلکرده یا با وضعیت مالی مساعد بود. همچنین طلاق در مناطق شهری و برخوردار بیش از مناطق روستایی و کم برخوردار رخ می داد، اما آمارهای فعلی نشان از حقیقتی هولناک دارد. محمدی می افزاید: مطالعات امروز که در حال تکمیل و به روزرسانی هستند نشان دهنده این حقیقت تلخ هستند که طلاق امروز بدون مرز و حدود است. در واقع معادلات در تحقیقات قبلی به هم ریخته و آمارهای حاصله قابل اتکا نیستند. امروز طلاق در میان تحصیلکردگان و خانواده های ساکن در مناطق کم برخوردار نیز بسیار رخ می دهد و جامعه با پذیرش و مقبولیت بیشتری با طلاق مواجه شده است. در واقع جامعه امروز به مرور با بحث طلاق پیوند برقرار کرده و با آن آشتی کرده است. او می گوید: اتفاق شوم آشتی جامعه با اعتیاد در حال حاضر درباره طلاق تکرار می شود. زمانی افراد جامعه نسبت به اعتیاد حساسیت بالایی داشتند، اما امروز در حالی که اعتیاد رشد کرده و حجم وسیعی از افراد را درگیر خود کرده جامعه حساسیت زیادی به آن نشان نمی دهد. اعتیاد زمانی بیماری مردانه محسوب می شد اما امروز مرزهای جنسیتی را پشت سر گذاشته و بلای خانمان سوز زنان و مردان با یکدیگر است. محمدی هشدار دارد: جامعه به مرور زمان با طلاق نیز به هم زیستی مسالمت آمیز رسیده است و تحت عنوان طلاق توافقی زوجین مساله طلاق را در میان یکدیگر پذیرفته اند و امروز حجم زیادی از طلاق ها در محاکم قضائی با توافق انجام می شوند. رئیس انجمن آسیب شناسی ایران می گوید: افزایش آمار بی سابقه طلاق در جامعه بر مساله ازدواج تاثیر منفی می گذارد و این تاثیر منفی در کاهش آمار ازدواج در سال گذشته مشهود است. از سوی دیگر گسترش بسیاری از آسیب های اجتماعی سن ازدواج را نیز مورد هدف قرار می دهد و این واقعیت به صورت آسیبی جدی مطرح است. امروز سن ازدواج نسبت به سال های قبل بالاتر رفته و کاهش آمار ازدواج زنگ خطر برای جامعه است، زیرا جامعه برای ادامه حیات مفید نیازمند جوان تر شدن و زاد و ولد است و باید به مانند 20 سال قبل دوباره به هرم جمعیتی با میانگین بالای سنین جوانی برسیم. محمدی می افزاید: این آسیب ها بنیان خانواده را تضعیف می کنند و مسائل اخلاقی را در جامعه رشد می دهند. سن ازدواج را دچار تغییرات ناخوشایند می کنند و آسیب های نوپدیدی مانند ازدواج سپید را در جامعه و برخی از کلانشهرها رشد می دهند.

  • تاریخ : ۳۰ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views
سلامت نیوز:زمان زیادی از نوسانات ارز نمی گذرد . روزهایی که هر لحظه قیمت ارز بالا می رفت و مردم هر چه پول نقد داشتند تبدیل به دلار کردند و آنهایی هم که پول نقد نداشتند به امید سود بیشتر طلا و سکه و هرآنچه داشتند را فروختند و صف های طولانی خرید دلار را طولانی تر کردند . به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه جهان صنعت هرچند دولت پس از چند روز بالاخره پس از سکوتی طولانی واکنش نشان داد و اعلام کرد که دلار با قیمت چهار هزار و 200 تومان به فروش برسد و افراد خاطی مجرم شناخته می شوند اما حقیقت امر این است که دلار در هیچ جا با قیمت چهار هزار و 200 تومان فروخته نشد . در بحبوحه گرانی دلار، هر کسی بسته به جایگاه شغلی و اجتماعی اش قیمت ها را بنا بر افزایش قیمت ارز بالا برد . هنوز گرانی تاثیرش را روی بنزین و لوازم یدکی خودروها نگذاشته بود که رانندگان با اختیار خودشان قیمت مصوب کرایه ها را بالا بردند و در جواب اعتراض به بالا رفتن نرخ ارز اشاره می کردند . این افزایش قیمت ها تنها در بالا رفتن کرایه ها خودش را نشان نداد . این افزایش قیمت ها تا جایی پیش رفت که برای خرید اجناس پلاستیکی ساخت ایران هم باید مبلغی بیشتر بپردازیم و شنیده ها حاکی از آن است که بعضی داروخانه ها هم از فروش داروهایی خاص خودداری کردند تا در صورت گران شدن قیمت دارو با قیمت بالاتر به بیماران فروخته شود . فرودستان بزرگ ترین قربانیان نوسانات ارزی با تمام این تفاسیر دود گران شدن ارز و قیمت های داخلی به چشم فقرا می رود . شکاف های طبقاتی هر روز بیشتر و بیشتر می شود و زندگی برای این افراد هر ساعت سخت تر می شود . حاشیه نشینی فزونی می یابد و خشونت ساختاری آهسته و ذره ذره، در طولانی مدت در زندگی فقرا نفوذ می کند و با سر رسیدن هر یک از خیزهای قیمتی در غذا، دارو و مسکن، خشونت ساختاری به تندی و در کوتاه مدت به یکباره بر سر فرودستان آوار می شود . بر همین اساس یکی از اساتید دانشگاه نوسانات ارزی را به منزله فرمی از خشونت ساختاری مفهوم بندی کرد که منطقش، ساختن یک نظم اجتماعی است که در آن توزیع قدرت، تعیین کننده ارزشمندی یا بی ارزشی زندگی گروه های مختلف اجتماعی است . به گزارش ایسنا دکتر اصغر ایزدی جیران گفت : التهاب بازار ارز به هر علتی که رخ داده باشد، زندگی فرودست ترین افراد را تبدیل به منظره ای از ضایعات انسانی (یعنی انسان هایی که دیگر مفید یا قابل قبول نیستند) کرده و در واقع، بازی با سرنوشت و زندگی و مرگ گروه های آسیب پذیر شده است . این انسان شناس و استاد دانشگاه تبریز در ادامه با بیان اینکه قربانیان اجتماعی کسانی هستند که به حد کافی توانمند نبودند که در برابر این فشارهای اقتصادی از خود دفاع کنند و با شتابی تند به زمین خوردند ادامه داد : نوسانات ارزی یعنی نوسانات جسمانی، نوسانات روانی و نوسانات خانوادگی؛ در پی هر یک از موج ها با خیزهای ارز و به تبع آن افزایش قیمت های زنده ماندن، شاهد سقوط آزاد در کیفیت همه ابعاد زندگی فرودستان هستیم . قیمت کنونی زیستن با خیزش ارز بالا رفته و منجر به حالت ذهنی و روانی بیچاره تر شدن اقشار فرودست گشته که مفهوم آن گرسنه تر شدن، بیمارتر شدن، عصبانی تر شدن و در نهایت معتادتر شدن افراد است . او با استناد بر پژوهش های میدانی صورت گرفته گفت : پیامد نوسانات ارز در قالب گرانی را شامل دگرگونی هایی در دو سطح می دانم : ۱ - دگرگونی شدید فردی : یعنی اوراق کردن جسم و مضطرب کردن روان؛ ۲ - دگرگونی در سطح خانواده : حرکت به سمت خشونت بیشتر؛ که همگی می توانند به ترتیب به عنوان فرآیندهای فروپاشی جسمانی، روانی و اجتماعی تعبیر شوند . از گرسنگی تا بیماری تا خشونت خانگی و تا فروپاشی خانواده، یعنی تضعیف جسم، ناقص کردن جسم، عقب ماندگی جسمی، تا وحشی کردن روان و فروپاشی از سطح فرد تا سطح خانواده، همگی زاییده بی پولی، یا بنا بر تمرکز موضوعی مان در این جا، یعنی نوسانات ارزی، کم شدن پول است . پول که مایه حیات است . نه تنها مایه حیات، بلکه مایه روان و مایه خانواده هم هست . تاب آوردن در برابر همه این فروپاشی ها، فقط از طریق لذت هایی ممکن است که ارزان و در دسترس باشد و آن مواد و بدن است . مردم مهم ترین عامل ایجاد نظام ناکارآمد اقتصادی در ادامه اقتصاددان و استاد دانشگاه الزهرا نیز بیان کرد : وضعیت نظام ارزی بدون بررسی حوزه های دیگر سیاست های اقتصادی و اجتماعی امکان پذیر نیست . تلاش های کنونی برای کنترل ارز اقدامی موقتی است که چنانچه به ریشه های شکل گیری آن پرداخته نشود راه به جایی نمی برد . به گفته دکتر حسین راغفر رشد ناهنجاری های اجتماعی و جرایم حکایت از فرسایش بافت های اجتماعی و نشانه فروریزی سرمایه های اجتماعی در کشور است . راغفر همچنین تاکید کرد : بعد از دوران دفاع مقدس با تغییر رویکرد کلی سیاست های عمومی و تغییر گفتمان از عدالت اجتماعی به گفتمان حاکمیت سرمایه و حفظ امنیت برای سرمایه؛ به علاوه ریشه های تاریخی عقب افتادگی در اقتصاد کشور که مانع از شکل گیری یک جامعه صنعتی در ایران شده است؛ همچنین سلطه سرمایه های مالی در سال های اخیر به ویژه از دهه هشتاد به این طرف سبب شده شاهد آن باشیم که صاحبان سرمایه سیاست های کلان کشور را تعیین کنند . در حقیقت این دولت است که به تسخیر صاحبان سرمایه در آمده است و محصول آن واگذاری قدرت به نهادهای مختلفی است که امروزه در جامعه ما به صورت مافیا فعالیت دارند . سیاست های کنونی حافظ منافع مالی گروه های خاصی است که منافع شان با منافع اکثریت جامعه در تعارض است . این استاد دانشگاه ادامه داد : اینکه منابع ارزی کجا توزیع شود و یا چه کسانی سیاست های اقتصادی کلان جامعه را اتخاذ کنند یا تعیین نرخ بهره بانکی و اینکه منابع و تسهیلات بانکی به چه گروه هایی اعطا شود، متغیرهای کلان و موثری هستند که حوزه های اقتصاد و سیاست را رقم می زند و محصول آن شکاف طبقاتی بوده است . راغفر سیاست های بخش عمومی در ایران را که سه کارکرد اصلی داشته و به گفته او پیامد آن ناکارآمدی نظام اقتصادی کشور بوده است را اینگونه توصیف کرد : ۱ـ نظام تصمیم گیری : برای مثال در دولت نهم دیون معوقه بانکی ۱۲ هزار میلیارد تومان بوده است که با بهره بسیار پایین به افراد خاص اعطا شده بود . ۲- تخصیص غلط منابع مثل سرمایه گذاری های سنتی در معاملات زمین و خرید و فروش ارز، همچنین واردات گسترده کالاهای مصرفی برای طبقه برخوردار یعنی به جای اینکه سیاست های نظام بانکی در خدمت توسعه کشور باشد و مردم را سوق بدهد به سمت تولید به روی فعالیت های نامولد پرسود سرمایه گذاری شده است . برای مثال در سال ۹۳ دولت لایحه ای به مجلس می آورد و تقاضا می کند که مالیات بر عواید حاصل از سرمایه تعیین شود ولی با دخالت نمایندگان منتفع از سرمایه گذاری در مسکن و زمین این لایحه با یک رای کمتر به تصویب نمی رسد . همچنین توزیع فرصت ها که به صورت انحصاری و شبه انحصاری به کسانی اعطا می شود که به قدرت نزدیک ا ند و منجر به اشکال مختلف مافیای اقتصادی گشته است . ۳ـ دستکاری در نظام قیمت گذاری تحت عنوان بازار آزاد برای مثال در سال گذشته ۱۳۰ هزار خودروی لوکس از کره جنوبی وارد می شود و بعد تعرفه خودرو افزایش می یابد که منجر به سود کلان گروهی ذینفع می شود . او با اشاره به کمرنگ بودن نقش مردم در تصمیم گیری های کلان اقتصادی بیان کرد : کمرنگ بودن نقش مردم در تصمیم گیری های کلان مسبب ایجاد این نظام ناکارآمد اقتصادی است که باعث شده تولید در کشور یک فعالیت پرهزینه و پرریسک باشد . ما سالانه بالغ بر یک میلیون جوان داریم که اکثرا از فارغ التحصیلان دانشگاهی هستند و نیاز به وارد شدن به چرخه کار دارند ولی امکان ایجاد اشتغال برای آنها میسر نیست . از هر چیزی مخرب تر برای امنیت کشور، احساس تحقیر شدن فقراست . راغفر راه حل برون رفت از این مشکلات را شناسایی عواملی دانست که ما را به اینجا کشانده است و گفت : از جمله این مشکلات می توان به فرسایش سرمایه اجتماعی، فرسایش اعتماد در جامعه، فرسایش اخلاق در جامعه و . . . اشاره کرد؛ همچنین جلوگیری از ساز و کارهایی که منجر به نابرابری می شود؛ همراه با اتخاذ سیاست هایی که به صورت کاملا شفاف به تصحیح نظام بانکی و کاهش نابرابری بینجامد، اصلاح قانون اساسی و مشارکت دادن مردم در تصمیم گیری ها و در نهایت واگذاری اقتصاد به بخش خصوصی نیز از جمله راه حل برون رفت از مشکلات است . در انتها شارمین میمندی نژاد موسس جمعیت امام علی(ع) نیز در این نشست اظهار کرد : هرم سود بردن از این نوسانات ارزی به سودجویی عده ای در داخل کشور محدود نمی شود؛ بلکه در راس هرم، این دولت های خارجی هستند که از چند برابر شدن قیمت پول کشورشان در مقابل بی ارزش شدن پول ما سود می برند . برای مثال در کشورهای عراق و سوریه که با شروع جنگ ناگهان قیمت دلار بالا می رود و قیمت مسکن به شدت افت می کند، در نهایت مردم برای گریز از جنگ در شرایط ناامن چاره ای جز فروختن همه دارایی خود به بهای ناچیز و خرید دلار و طلا نداشتند که این امر در نهایت به نفع کشورهای غربی تمام شد .
  • تاریخ : ۳۰ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views
سلامت نیوز: رئیس انجمن اهدای عضو ایرانیان گفت: کلیه تنها عضوی است که می توان از طریق فروش عضو آن را پیوند زد وزارت بهداشت باید با آگهی دهندگان فروش قرنیه و قلب و ریه برخورد کند
محمدرضا و جواد و محمد و علی آگهی زده اند؛ آگهی فروش چشم و کلیه. خلاصه ماجرا همین است. محمدرضا یکی از چهار دوستی است که چند سال پیش از دهدشت کهگیلویه وبویراحمد برای کار به تهران آمدند و حالا مادر یکی شان باید در بیمارستان عمل قلب باز کند. محمدرضا حالا به روزنامه شهروند می گوید برای تأمین هزینه عمل مادر دوستش و البته به دلیل فرستادن پول برای خانواده اش با دوستانش در آگهی فروش اعضا همراه شده است. او پیش از این دستفروش بوده، حالا بیکار است و می گوید بعد از دادن آگهی، مردم با او تماس می گیرند و همدردی می کنند: همین همدردی یک دنیا می ارزد. جواد ، دوست محمدرضا است و یکی از کسانی که می خواهد یک چشمش را بفروشد. او هم می گوید سه برادرش معتادند، خانواده اش وضع مالی خوبی ندارند و فروختن یک چشم برایش کار سختی نیست. محمدرضا و جواد نمی دانند که نباید امیدی به این آگهی داشته باشند. وزارت بهداشت قبل از این و با منتشرشدن تصویر آگهی فروش چشم، اعلام کرده است که این آگهی ها شبیه جوک است. محمد آقاجانی، معاون پیشین درمان وزیر بهداشت پیش از این گفته است: فروش چشم اصلا امکان پذیر نیست و بیان چنین موضوعی شبیه جوک و فکاهی است. اساسا پیوند چشم آن هم از فرد زنده امکان پذیر نیست و هرکس چنین ادعایی کرده است، حتما یک فرد شیاد است که هیچ آشنایی با نظام سلامت ندارد و قصد شوخی داشته است. در ایران و دنیا در مورد چشم فقط پیوند قرنیه وجود دارد که آن هم فقط از افراد مرگ مغزی انجام می شود. در ایران برای این کار بانک قرنیه وجود دارد و خارج از چارچوب بانک قرنیه و پیوند قرنیه از فرد دچار مرگ مغزی امکان انجام پیوند وجود ندارد. محمدرضا، ٢٠ساله اهل دهدشت چند سالتان است؟ ٢٠سال. اهل کدام شهرید؟ دهدشت در استان کهگیلویه وبویراحمد. تحصیلاتتان چقدر است؟ تا پیش دانشگاهی تجربی خوانده ام. در آگهی شما آمده چهار نفرید و دو چشم و دو کلیه تان را در مجموع برای فروش گذاشته اید. شما کدام یک از اعضا را می خواهید بفروشید؟ یک چشمم را. چند می فروشید؟ اگر مشتری پیدا شود، ١٥٠ تا ١٦٠میلیون. قیمت را از کجا و بر چه اساسی تعیین کرده اید؟ از یک سری سایت هایی که آگهی فروش اعضا می زنند. با چند نفر هم مشورت کردیم، گفتند رقم خاصی نمی شود برایش تعیین کرد، می شود تا بی نهایت قیمت معلوم کرد، بستگی به این دارد که چقدر مشتری برایش پیدا شود. حالا چرا چشمتان را می خواهید بفروشید؟ در آگهی نوشته دو دوست دیگرتان کلیه شان را برای فروش گذاشته اند. بله ما چهار دوست هستیم که دونفرمان کلیه و دونفرمان یک چشم مان را برای فروش گذاشته ایم. من چشمم را گذاشتم به این دلیل که شنیده ام نداشتن یک کلیه خیلی سخت است، بعدش آدم اذیت می شود و مدام باید رعایت کند و هر غذایی را نمی شود خورد. کلیه کلا حساس است. از چشم که حساس تر نیست! شما سخت تان نیست یک چشمتان را از دست بدهید؟ بالاخره یک چشم دیگرم هست. من دیده ام که قبلا کسان دیگری برای فروش یک چشمشان آگهی داده اند. با یک چشم هم می شود زندگی کرد. من هم مجبورم، اگر مجبور نبودم، این کار را نمی کردم. چرا مجبورید؟ وضع مالی تان چطور است؟ راستش را بخواهید مادر یکی از دوستانم، عمل قلب باز دارد و باید خیلی فوری عمل شود. گفته اند عملش ٤٨ میلیون تومان پول می خواهد. او برای تأمین این پول، آگهی فروش کلیه زد و ما هم برای این که با او همدردی کنیم، آگهی زدیم. او یکی از همین چهارنفر است که در آگهی تان نوشته اید؟ بله. شما می گویید که برای همدردی با دوستتان این کار را کرده اید، به هرحال اگر برای چشمتان مشتری پیدا شود، این کار را می کنید یا نه؟ بله حتما. یعنی هر سه نفرتان می خواهید به او کمک کنید؟ بله. خودتان نیاز ندارید؟ مطمئنا داریم. ما می خواهیم او فکر نکند تنهاست ولی اگر هم این پول دستمان بیاید، بقیه اش را به زخم خودمان می زنیم. اگر آنطور که شما می گویید، عمل قلب مادر دوستتان ٤٨ میلیون تومان می شود، لازم نیست همه تان این کار را بکنید. بله، ولی خب من می دانم که این کار غیرقانونی است و از آن طرف گروه خونی ها فرق دارد و پیداکردن کسی که شرایطش جور باشد، سخت است، به همین دلیل ممکن است اگر یک نفر آگهی داده باشد، دیرتر موفق شویم، ما چهارتایی آگهی دادیم که شانس مان بیشتر شود. الان در تهران زندگی می کنید؟ بله چندسال است که در تهران کار و زندگی می کنم. با آن سه نفری که در مشخصاتشان در آگهی آمده زندگی می کنید؟ بله در خانه ای اجاره ای در یافت آباد. آنها هم از ٥ تا ٩ سال است که از دهدشت به تهران آمده و کار می کنند. ماهی چقدر اجاره می دهید؟ ماهی ٤٠٠ هزار تومان. کارتان چیست؟ من و رفقایم دو سه سال اولی که به تهران آمدیم در رستوران کار می کردیم. بعدش دیگر همه جا رفتیم، بنگاه و... و اخیرا هم دستفروشی می کردم ولی الان کار نمی کنم. درآمد این چندسال هر ماه چقدر بوده؟ حدود یک میلیون تومان. ولی خب مشکلات دستفروشی زیاد است، چندبار جنس هایمان را از ما گرفتند و راستش ما هم خسته شدیم. پس دلیلتان برای دادن این آگهی، فقط کمک به مادر دوستتان نیست. خب به هرحال اگر این پول دستمان بیاید، خیلی خوب است.کمک زیادی به ما و خانواده هایمان می کند. دوستانم هم یا کارگری کرده اند یا دستفروشند و پولی ندارند. آن دوستم هم که مادرش بیمار است الان بیکار است. مادر دوستتان چندوقت است که در بیمارستان بستری است؟ چهارماه است در یکی از بیمارستان ها بستری است و به زحمت پول بستری اش را جور کرده ایم. بیمه نیست؟ بیمه معمولی هست ولی با دفترچه می گویند اینقدر. هم خانه هایت چندسالشان است؟ دو تایمان ٢٠ساله ایم، دو تایمان ٢٣ساله. خانواده شما هم در دهدشت زندگی می کنند؟ چند خواهر و برادرید؟ بله آن جا هستند. دو خواهر و یک برادر دارم. وضع مالی آنها هم خوب نیست. چند روز است آگهی زده اید؟ حدود یک هفته. در کدام خیابان ها زده اید؟ در خیابان های بالای شهر که مشتری بهتری پیدا شود. در این مدت چند نفر به شما زنگ زده اند؟ نمی توانم دقیق بگویم ولی در مجموع حدود ٣٠ نفر می شوند. مشتری اند؟ بیشترشان زنگ می زنند و همدردی می کنند. مشتری جدی تا به حال پیدا نشده. البته همان همدردی هم خیلی مهم است. وقتی می شنویم مردم هم درد ما را درک می کنند و ناراحتند، دلمان گرم می شود. اگر بر فرض مشتری پیدا شود، می دانید که چنین عملی کلا غیرقانونی است و از آدم زنده، چشم پیوند نمی زنند. در این باره فکری کرده اید؟ یا اگر اصلا پیدا شد، دکتری می شناسید که این کار را انجام دهد؟ من از قانون خبری ندارم و دکتری هم نمی شناسیم. دیده بودیم که قبلا این کار را کرده اند. امیدواریم که کسی پیدا شود و راهش را بلد باشد. اگر مشتری پیدا شود، واقعا این کار را می کنید؟ بله می کنم. البته حرف زدن خیلی راحت است، موقع عمل نمی دانم همین قدر مطمئن باشم. اگر کسی ٢٠٠ میلیون تومان بدهد و همین فردا بخواهد عمل کند، این کار را می کنی؟ اگر واقعا سریع باشد و به درد کار و نیتمان بخورد، بله حتما. جواد، ٢٣ ساله، اهل دهدشت شما هم می خواهید چشم تان را بفروشید؟ بله. چرا؟ والا هر چهارتای ما زندگی درست وحسابی نداریم. از وقتی بچه بودیم کار کرده ایم، ولی هر روز یک بلایی سرمان آمده و نتوانسته ایم یک زندگی برای خودمان جمع وجور کنیم. یا پول مان را می خورند یا خانواده قرض دارد و باید به آنها برسیم، حالا هم که مادر رفیق مان افتاده بیمارستان و عملش خرج برمی دارد. ما در این شهر همه کار کرده ایم، اما به نتیجه نرسیده ایم. چه کارهایی؟ از آشپزی تا کارگری ساختمان و مشاور املاکی و دستفروشی. ما فقط دزدی نکرده ایم وگرنه همه کار کرده ایم. وضع خانواده تان چطور است؟ پدر من ٣٠ سال است که کارمند یک اداره است و اخیرا به دلیل این که خانه اش به نام عمویم است و او هم بدهی بالا آورده، خانه اش را دارند می گیرند. در خانواده چند نفرید؟ ما چهار پسر و یک دختریم. از چهار پسر خانواده، سه نفرشان معتادند و فقط من نیستم. در همه این هشت سالی که در تهران کار کرده ام، مدام برای آنها پول فرستاده ام. باورتان می شود اگر بگویم کلا چهار تا پنج دست لباس برای خودم خریده ام؟ خب قطعا وضعیتم خوب نیست که می خواهم چشمم را بفروشم. چند می خواهید بفروشید؟ ١٥٠ تا ١٦٠ میلیون تومان. اگر مشتری پیدا شود، واقعا این کار را می کنید؟ بله، واقعا این کار را می کنم. اگر بخواهم کار کنم، ١٥ سال طول می کشد تا ١٥٠ میلیون تومان پول داشته باشم، تازه اگر هیچ خرجی نکنم، یعنی وقتی ٣٨ساله بشوم با بدبختی شاید این پول را داشته باشم. اگر بر فرض این پول دست تان بیاید، غیر از کمک به مادر دوست تان می خواهید با آن چه کنید؟ همه اش را می دهم به خانواده ام. خب آنها اگر بفهمند پول چشم تان است، چه برخوردی خواهند داشت؟ من زیاد خانه مان نمی روم، از کجا می خواهند بفهمند. می دانید که این آگهی شما غیرقانونی است و اصلا چنین عملی در ایران انجام نمی شود؟ بله، شنیده ام غیرقانونی است. به من گفته اند، ولی خب هر کاری در ایران می شود انجام داد. من می خواهم با رضایت خودم یک عضو بدنم را بدهم، عاقل و بالغم. چرا کلیه تان را نمی فروشید؟ امکان موفق شدن در فروش آن خیلی بالاتر است. کلیه، هم نگهداری بعدش سخت است، هم پولش کمتر است، آدم با یک چشم هم می تواند زندگی کند. در این مدت تماس ها با شما چطور بوده است؟ عده ای زنگ می زنند و به ما می خندند، عده ای دلداری می دهند، عده ای هم می گویند ما می آییم و قرار می گذاریم و ... در این مدت چرا برای حل مشکلات تان وام یا قرض نگرفته اید؟ چندبار رفتیم بانک، وام؛ ضامن و چک و... می خواهد، من ندارم. بیمه هستید؟ بیمه سلامت همگانی. تحصیلات تان چقدر است؟ فوق دیپلم معماری دارم، از دانشگاه آزاد دهدشت. ترم یک بودم که برای کار آمدم تهران، این جا کار می کردم و موقع امتحانات می رفتم دانشگاه، تا هزینه اش دربیاید، بعدش هم که فقط کار کردم. من از بچگی ورزشکار هم بوده ام، انواع و اقسام ورزش ها: کشتی، تکواندو، فوتبال، فوتسال. چرا ادامه ندادید؟ ورزش کردن و ادامه دادن آن هم پول می خواهد، بالاخره دستکش خوب، کفش خوب، ما پولش را نداشتیم. ما در خانواده مان همیشه دعوا بود، کسی نبود به ما برسد. ١٠ساله بودم که یکی از برادرهایم، جلوی من با تیغ خودش را زد، همه اش خودزنی و خودکشی و دعوا و جروبحث. اصلا نمی دانم محبت چیست. می دانید که خیلی ها ممکن است فکر کنند این آگهی شما کلاهبرداری است و برای پول درآوردن بیشتر این کار را کرده اید. بیایند وضع ما را ببینند، بهشان ثابت می شود. مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایرانیان : پیوند قرنیه از فرد زنده امکان پذیر نیست شهروند| ماجرای فروش قرنیه چشم از سوی این افراد، موضوع گفت وگو با کتایون نجفی زاده، مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایرانیان شد. این متخصص به طور قطع فروش قرنیه چشم از فرد زنده را رد کرد و گفت که چنین اقدامی امکان پذیر نیست: کسی که چنین حرفی را می زند می خواهد چشم یا قرنیه اش را بفروشد، حرفی کاملا غیرعلمی زده است، چراکه اصلا امکان پیوند این نوع نسج از فرد زنده وجود ندارد. او در توضیح بیشتر به شهروند می گوید: افراد گاهی احساساتی می شوند، به پول نیاز دارند و به همین دلیل ادعاهای غیرواقعی می کنند. براساس آنچه مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایرانیان اعلام کرده تنها اعضایی که می توان از فرد زنده برای اهدا گرفت، یک کلیه، بخشی از کبد و بخشی از ریه است. هر چند اهدای بخشی از ریه و کبد هم پرخطر است و در مورد دیه در دنیا هم مانند گذشته انجام نمی شود. کلیه، شاید بیشترین عضوی است که فروش آن آگهی می شود، اطراف بیمارستان هایی که پیوند عضو انجام می دهند، می توان تعداد قابل توجهی از این آگهی ها را بر روی در و دیوارها پیدا کرد، با این همه اما نجفی زاده درباره پیوند درست کلیه هم توضیح هایی می دهد: در ارتباط با پیوند کلیه ثابت شده در صورت پیگیری درست پس از پیوند احتمال بروز مشکل برای اهداکننده پایین است و فرد اهدا کننده عضو، می تواند زندگی طبیعی داشته باشد. به گفته این متخصص، ماجرا برای پیوند کبد و ریه متفاوت است، چراکه پیوند بخشی از کبد و ریه از فرد زنده، اغلب با عوارض همراه است: بنابراین تنها از فامیل درجه یک بیمار می توان بخشی از ریه یا کبد را اهدا کرد، ایجاد خطر برای غریبه باعث می شود که مراکز پیوند کبد اهدایی این قسمت را فقط از فامیل دریه یک به خصوص پدر یا مادر قبول می کنند. با این توضیح ها، نجفی زاده این را هم به حرف هایش اضافه می کند که آگهی هایی که در آن به فروش کبد و ریه اشاره شده، کاملا نادرست است چرا که این اعضافقط از موارد مرگ مغزی و در موارد نادر در مورد قسمتی از کبد فقط برای بستگان نزدیک برداشته می شوند. به گفته او، قطعا برای مردم به سادگی قابل فهم است که برداشت عضوی که زندگی فرد به آن وابسته است مانند قلب و ریه نمی تواند از فرد زنده حتی در صورت تمایل خود فرد انجام شود و قتل به شمار می رود. آگهی های فروش بخشی از اعضای بدن، مثل چشم و کبد و ریه اما به وفور دیده می شود و مدیرعامل انجمن اهدای عضو می گوید که وظیفه وزارت بهداشت است که این آگهی را پیگیری کند، چرا که این آگهی ذهن جامعه را مخدوش می کند: وزارت بهداشت باید با تعامل نیروی انتظامی و سایر ارگان ها با این آگهی های فروش عضو، برخورد کند. با این همه، او درباره فروش قرنیه و این که چه تعداد افرادی در صف انتظار فروش قرنیه هستند، می گوید: تا آن جایی که من از بانک چشم ایران اطلاع دارم، قرنیه به تعداد کافی برای بیماران، در دسترس است که از افراد مرگ مغزی شده و تا ٤٨ ساعت پس از مرگ قلبی نیز قابل تامین است. قرنیه در حد اطلاع من، از خارج از کشور وارد نمی شود.برعکس دریچه قلب و نسوجی مانند پروتزهای استخوانی بیولوژیک با وجود امکان تهیه و تولید آنها در کشور تا حدود زیادی از خارج از کشور وارد می شوند که لازم است در این زمینه فرهنگسازی انجام شود. افراد نیازمند به اهدای عضو، مشکل شان را باید از مراجع رسمی پیگیری کنند، مراکزی که لیست دارند و پس از بررسی مورد، نام شان را در لیست برای اهدای عضو قرار می دهند: کسانی که نیاز به قرنیه چشم دارند، می توانند به مراکز پیوند قرنیه چشم مراجعه کنند، آگهی های فروش عضو که بر در و دیوارها زده می شود، مربوط به افرادی است که هیچ تطابق ژنتیکی با بیمار ندارند و سابقه آنها معلوم نیست و ممکن است جراحی آنها خیلی موفقیت آمیز نباشد. براساس اعلام نجفی زاده، حتی امکان جراحی و پیوند اعضایی مانند قرنیه، کبد و ریه از فرد زنده، به صورت غیررسمی هم وجود ندارد: به هر حال تمام کسانی که پیوند انجام می دهند، باید در بیمارستان بستری شوند برای پیوند کلیه هم باید از انجمن حمایت از بیماران کلیوی مجوز بگیرند، آزمایش های لازم را بدهند و بعد اقدام به برداشت عضو شود. با این که آمارها نشان می دهد سالانه ٥ تا ۸ هزار مورد مرگ مغزی در کشور رخ می دهد، اما به گفته مدیرعامل انجمن اهدای عضو، روزانه ٧ تا ١٠نفری که اسم شان در لیست انتظار پیوند عضو است، جان شان را از دست می دهند، چون عضو اهدایی به آنها نرسیده است: برای نمونه با اینکه سال گذشته ٣٢کودک در بیمارستان شهید رجایی، پیوند قلب شدند و آمار قابل توجهی است، همان سال، ١٧کودک به دلیل نبود قلب، در لیست انتظار این بیمارستان جان شان را از دست دادند.
  • تاریخ : ۳۰ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views
سلامت نیوز: معاون امور دهیاری های سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور گفت: از سال گذشته تاکنون در 150روستا طرح گردشگری انجام شد و در این زمینه برای هر روستا یک میلیارد ریال اعتبار اختصاص یافت. به گزارش سللامت نیوز به نقل از ایرنا،سعیدرضا جندقیان افزود: ایجاد درآمد پایدار برای دهیاری ها و اشتغالزایی در روستا از سیاست ها و اولویت های دولت تدبیر و امید است و در این راستا 100میلیارد ریال اعتبار برای 100 طرح گردشگری روستایی هم در سال 95 اختصاص یافت. وی ادامه داد: با توجه به رویکرد ها و سیاست های دولت دوازدهم در تقویت اقتصاد روستایی، توجه به ایجاد درآمد پایدار برای دهیاری ها و اشتغالزایی در روستا، کمک به اجرای طرح های توسعه گردشگری و ایجاد زیرساخت های مربوطه در دستور کار قرار گرفت و به اجرا درآمد. معاون امور دهیاری های سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور با اشاره به اینکه همگام با ارتقای وضعیت روستاها، اصالت آنها را نیز باید حفظ کنیم، گفت: تنها با حفظ اصالت و ظرفیت های اصیل روستایی می توان به توسعه صد در صدی روستاها دست یافت. جندقیان افزود: اگر چه در امر توسعه، آبادانی روستاها و ارائه خدمات به روستاییان گام های مثبتی برداشته ایم اما نتوانسته ایم ظرفیت های اصیل روستایی را حفظ کنیم. وی در بخشی دیگر از این مصاحبه گفت: برای رسیدن به توسعه در روستاها نیازمند تغییر رویکردها در سطوح کلان، ملی، منطقه ای تا سطوح خرد هستیم. معاون سازمان شهرداری ها و دهیاری ها افزود: ضرورت دارد که با نگاهی به قوانین و مقررات کلان درباره درآمدهای ملی و محلی، به ارائه راهکارهای جذب، بالفعل سازی و تنوع بخشی منابع درآمدی روستاها اقدام شود. جندقیان اضافه کرد: این امر تفاوت در مکان ها، نقش ها و منابع درآمدی برای دهیاری ها را در پی خواهد داشت. چند سالی است که در کشورمان برنامه ای با عنوان روستاهای هدف گردشگری مطرح شده است که در این طرح با معرفی روستاهایی با شرایط خاص، آنها را به عنوان مناطق هدف گردشگری مشخص کرده و در رشد و گسترش امکانات روستا به روستاییان یاری می دهند تا بتوانند با جذب گردشگر به توسعه خود کمک کنند. گردشگری روستایی تنها شامل گردشگری کشاورزی نمی شود، بلکه همه فعالیت های روستایی را دربرمی گیرد و از انواع گردشگری روستایی می توان به گردشگری طبیعی، فرهنگی، اکوتوریسم و مزرعه اشاره کرد.
  • تاریخ : ۲۹ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views
سلامت نیوز-*مهتاب ابرقویی: از آنجایی که آسیب ها و ضعف های اقتصادی در جوامع جهان سوم به طور مستقیم متوجه دولت ها و حکومت ها نیست و گریبان اقشار ضعیف اجتماع را می گیرد، رفته رفته این قشر محصولی تحت عنوان کودک کار را پدید می آورد که نوعی تراژدی اجتماعی است. این کودکان با توجه به کمبودهای فضای امنیتی، روانی و مادی که در زندگی خود با آن مواجه بوده اند، تحت تاثیر خرده فرهنگ هایی که بین خود ایجاد كرده اند، این امکان را دارند که حتی بعدها امنیت اجتماعی را تهدید کنند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از قانون، اما در بررسی این موضوع نمی توان نقش و تاثیر دولت ها بر آن را نادیده گرفت؛ بنابراين بر اساس ماده32 پیمان جهانی حقوق کودک، آنان باید در برابر هرکاری که رشد و سلامت آن هارا تهدید می کند، حمایت شوند و دولت ها باید سن کار کودکان را مشخص کنند. اما متاسفانه مسئولان بیش از آنکه دل شان به حال این کودکان که آوارگانی در سرزمین خود هستند، بسوزد و چاره ای بیندیشند، در پی اهداف و اغراض سیاسی حزب یا جناح خود هستند. در بيشترجوامع مرسوم است هنگاهی که پدیده ای اجتماعی آثار مخربي برای اجتماع یا حتی اقلیتی از افراد آن جامعه دارد، عوام مردم، فعالان اجتماعی و به خصوص رسانه ملی و اقشار تحصیل کرده و پویا نسبت به آن موضع جدی گرفته و سعی در حل آن می کنند. چه بسا که آن پدیده، تباهی آینده و تحقیر کودکان آن جامعه که آینده سازان حقیقی هستند، باشد. نکته جالب و تکان دهنده این است که در سرزمین ما نه تنها رسانه و مردم موضع جدی در این باب اعمال نمی کنند بلکه کنش هایی مرتکب می شوند که این درد را چند برابر می کند. از رسانه ای که سکوت می کند یا کودکان کار را در قالب باندهای قاچاق و افرادی بد ذات بالفطره معرفی می کند و در چشمان مردم، آن ها را شخصیت هایی منفور جلوه می دهد و زخم نقش بسته بر روح و روان كودكان كار را بيشتر می کنند. به عبارتی دیگر در طول این سال ها تنها موفقیت مردم و رسانه در قبال پدیده کودک کار این است که توانسته اند قضیه را به عنوان پدیده ای معمول تحمل کنند؛ نه آنکه آن را حل یا حتی طلب حق این کودکان از سمت دولت، حکومت یا هر نهاد قدرت کنند. ما فقط آموخته ایم که در قبال مسائل فجیع اجتماع خود افسوس و کمی غصه بخوریم. کودکانی که برخلاف کنش ظاهری شان تنهاتحت آسیب های تکدی گری و فروش نیستند بلکه متوجه آسیب های بسيار مخرب اجتماعی و روانی اند. همچنان که مدیر عامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران با اعلام نتایج یک پژوهش درباره 400کودک کار گفته بود که ثابت می کنیم که به 90درصد کودکان کار تجاوز می شود. فقط برای چند لحظه تصور کنید آینده ای را که قرار است کودکان، آن را رقم بزنند، این کودکان کار جمعیت قابل توجهی ازآن را شامل می شوند. براساس آمار سازمان جهانی کار، سالانه ۲۵۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۴ساله در جهان از کودکی محروم می شوند، طبق این آمار ۱۲۰ میلیون نفر از آن ها وارد بازار کار شده و مشغول به کار تمام وقت هستند، ۶۱ درصد این کودکان در آسیا، ۳۲ درصد در آفریقا و هفت درصد در آمریکای لاتین زندگی می کنند. با وجود عدم چاره اندیشی های حال حاضر مسئولان و رفتار های توهین آمیز مردم، چاقو به دست دیدن آن ها در سال هاي بعد پدیده ای غير قابل باور نیست. به بیانی دیگر ممکن است بعدها با فرد جوانی رو به رو شویم که مرتکب عاملی مجرمانه شده است که در این فضا زندگی کرده و رشد کرده است، در میان اذهان مردم تنها فعل مجرمانه وی مطرح است و کسی به این فکر نمی کند که این فعل نتیجه حقارت ها، آسیب های روانی متحمل شده، ناامنیتی های جنسی، کمبودهای عاطفی و امنیتی وي و در معرض فضای مخرب کودک خیابان و کاربودن او بوده است و گمان می رود با مجازات سنگین و گاهی اعدام، ریشه این موضوع را نيز بریده اند. اما در تبیین عامل پدید آمدن کودکان کار باید خاطرنشان کرد که این ها قربانی فقر اقتصادی و فرهنگی خانواده های خود هستند که فقر فرهنگی و اقتصادی این خانواده ها نیز ناشی از عدم آموزش صحیح مردم توسط دولتمردان و حکمرانان جامعه است. نکته جالب توجه این است که ایران کنوانسیون حقوق کودکان را پذیرفته است و در عین حال هیچ حقوق قابل توجهی براي کودکان به ویژه کودکان کار قایل نیست. طبق آمارها، در ایران ٣٠٨ هزار کودک كار١٠ تا ١٤ساله و٣٧٠ هزار کودک کار فصلی وجود دارد و درمجموع ٧٠٠ هزار کودک زیر ١٥سال در کشور فعالیت می کنند. در نتیجه قبل از آنکه بخواهیم فکری به حال این کودکان بکنیم باید از معضل فقر که عامل اصلی بی نظمی و عدم سلامت روانی جامعه است، جلوگیری کنیم. به این شکل که به خانواده های بی بضائت، کمک های مالی مناسب با شأن انسانی شان صورت گیرد و سپس برای ترک سرپرست های معتاد این کودکان چاره ای اندیشیده شود و به اشتغال سرپرست های آن ها که موضوع بسیار مهمی است، توجه بسياری شود. از آنجایی که موضوع کودک کار در جامعه امروزی ما بسیار مهم و جدی شده است، تمام آحاد جامعه در برابر آن مسئولیم و باید توجه داشته باشیم که زمانی که حرف از حمایت می شود، موضوع مان تنها خرید کردن و نکردن از آن ها با چاشنی ترحم و حس حقارت دادن به آن ها نیست. اما یک سوال همیشه ذهن افراد را در مواجه با این مساله درگیر می کند که چرا سازمان ها و ارگان هاي دولتی تمایلی به رفع این پدیده اجتماعی ندارند؟ چرا در مواجهه با این کودکان پلیس و نیرو ی انتظامی وارد عمل می شود؟ مگر غیر این است که این ها آموزش دیده همین جامعه و فرزندان همین جامعه هستند؟ باید خاطر نشان کرد که اگر همبستگی میان ما برای عدالت خواهی وجود داشت،بی عدالتی های اجتماعی نیز از بین می رفت. حداقل باید آموخت که نسبت به این کودکان حساس،مسئول و مراقب بود و با آنان با احترام رفتار کرد. این کودکان خودشان آینده شان را انتخاب نکرده اند. * کارشناس حقوقی
  • تاریخ : ۲۹ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views
سلامت نیوز: ششم اردیبهشت سال 96 حوالی ساعت 19:40 ماموران پاسگاه مرزی میرجاوه استان سیستان و بلوچستان حین تعویض شیفت بین میل مرزی 99 و 100 در کمین تروریست های تکفیری گرفتار شدند و تروریست ها ناجوانمردانه با توجه به غافلگیری مرزبانان کشورمان، با شلیک اسلحه گرینف، 11 مرزبان غیور را به رگبار بستند. به گزارش سلامت نیوز، روزنامه فرهیختگان در ادامه نوشت: تروریست ها پس از این حادثه با استفاده از تاریکی شب و صعب العبور بودن منطقه، به خاک پاکستان متواری شدند. در جریان این اقدام تروریستی 10 مرزبان شامل هفت سرباز و نیروی کادری به شهادت رسیدند. ساعتی پس از این اقدام گروهک تروریستی جیش الظلم با صدور بیانیه ای مسئولیت این حادثه را برعهده گرفت. 28 فروردین سال 97 در بخش مرزی ریگ ملک شهرستان میرجاوه میل ۸۹، حد فاصل پاسگاه چاه دو نفر از نیرو های مرزبانی و دو نفر از بسیجیان طرح امنیت در یک درگیری مسلحانه با اشرار به شهادت رسیدند و سه نفر از نیرو های مرزبانی و بسیجی نیز مجروح شدند. گفتنی است بر اساس گزارش های موجود، در این حادثه دو نفر از اشرار نیز به هلاکت رسیدند. در این درگیری ابوالفضل غلام پور، وحید حسین زاده، زکریا نوتی زهی و محمود رجب نیا به شهادت رسیدند و علی رضایی، محمود جلیلی و محمد عثمان وحیدی فر مجروح شدند. این موارد، جزئیات دو حادثه مرزی در یک سال اخیر در یک نقطه مرزی کشور است که باعث به شهادت رسیدن 14 مرزبان شده است. با قرار دادن این شهدا در کنار شهدای دیگر مرزبانی در سایر نقاط مرزی اهمیت ژئوپلیتیک کشور و وضعیت حساس امنیتی ایران به وضوح قابل تبیین است؛ موضوعی که اهمیت رسیدگی و ایجاد شرایط مطلوب و در اختیار قرار دادن امکانات مناسب به این گروه از ماموران مظلوم را توجیه می کند. کاهش چشمگیر بودجه مرزبانی در سال۹۷ با در نظر گرفتن تمامی متغیرها و آنچه در اخبار منتشر می شود نمی توان از سهم بالای تخصیص بودجه مناسب و کافی برای کاهش تلفات و جلوگیری از این اتفاقات چشم پوشی کرد. این موضوع اما بدون پرداخت و توجه نمانده است. در سال گذشته و در جریان تخصیص و تصویب بودجه سال 97 یکی از ردیف های بودجه ای که میزان آن انتقادات بسیاری را به همراه داشت، ردیف مربوط به بودجه مرزبانی بود. در این لایحه بودجه سال 97 نیروی انتظامی با احتساب بودجه هزینه ای و تملک دارایی های سرمایه ای، به رقم 12 هزار و 730 میلیارد تومان رسید، این در حالی است که بودجه تقدیمی نیروی انتظامی در سال گذشته 7425 میلیارد تومان بوده که بعد از چکش کاری های نمایندگان این رقم به 9026 میلیارد تومان برای سال جاری رسیده است. افزایش بودجه نیروی انتظامی در حالی از سوی دولت در نظر گرفته شده است که بودجه فرماندهی مرزبانی ناجا به شدت افت داشته و بودجه مصوب حدود 160 میلیارد تومانی سال جاری، به 10.6 میلیارد تومان رسیده است که بیش از 93 درصد کاهش را نشان می دهد. البته این موضوع تنها مربوط به بودجه سال 97 نیست. در سال های گذشته نیز علی رغم افزایش کلی بودجه ناجا، مرزبانی سهم کمتر و دست پایین تر را در دریافت های بودجه ای داشته است. برای مثال در بودجه سال 95 با وجود افزایش 23 درصدی بودجه نیروی انتظامی و اضافه شدن 1200 میلیارد تومان به این سازمان نسبت به بودجه سال 94، بودجه مرزبانی ناجا با وجود ماموریت سنگین و خطیر آن در تامین امنیت مرزهای کشور، تنها 2 درصد افزایش یافته و به رقم 5.2 میلیارد تومان رسیده بود. با توجه به این موضوع و حساسیت قابل تامل آن باید دید این کاهش بودجه ای در زمینه مرزبانی صرف چه موضوعی شده است. مصائب سربازان مرزبانی برای فهم بهتر وضعیت مرزبانی با یکی از سربازانی که تمام دوره خدمت خود را در مرز گذرانده است گفت و گو کرده ایم. احمد از مصائب موجود می گوید و معتقد است: علی رغم اهمیت غیرقابل انکار حفظ مرزها، خدمات، وسایل و تجهیزات موجود پاسخگوی احتیاجات لازم نیست. احمد که با مدرک لیسانس در مرز خدمت کرده است، ادامه می دهد: اگر بخواهم به طور کامل و با مصادیق صحبت کنم مشکلات به چند بخش تقسیم می شود. فرسوده و از کار افتاده بودن بیشتر وسایل حمل و نقل (ماشین و موتور)؛ اکثرا مدل هایی هستند که عمر بالای ۱۵ سال دارند و در مواقع اجرای عملیات واقعی و حتی رزم نامه ها باعث به وجود آمدن خطرات بسیاری برای پرسنل کادر و وظیفه می شوند. همین مساله باعث می شود گاهی پرسنل کادر نیز برای جلوگیری از خطر از انجام گشت و کمین ها خودداری کنند. کیفیت بسیار پایین مایحتاج اولیه زندگی؛ مثل آب و غذا باعث به وجود آمدن بیماری های بسیار شدید می شود. در این راستا با وجود گزارش های بسیار هیچ گاه به این مسائل کوچک ترین توجهی نمی شود. اما این موضوع در طول زمان باعث ضعف جسمانی نیروها می شود. وجود نداشتن امکانات جدید و پیشرفته؛ مانند عینک های دید در شب یا حرارتی (شاید تنها در برخی پاسگاه ها چند نمونه قدیمی آن موجود باشد که اکثرا هم معیوب و از کار افتاده اند) برای اجرای گشت زنی ها در شب و مکان های صعب العبور. اما به دلیل موجود نبودن این وسایل افراد مجبور هستند گشت زنی هایی به روش های قدیمی و سنتی اجرا کنند. گاهی نیز همین موضوع باعث غافلگیر شدن و کمین خوردن و از دست رفتن نیروها می شود. عدم پوشش مقاوم و ایمن در اطراف پاسگاه های مرزی و استفاده از سیم خاردارها یا فنس هایی که اکثرا عمر آها بالای ۱۵ سال است و با ساده ترین ابزار نیز قابل از بین رفتن و پاره شدن و ورود افراد بیگانه به داخل پاسگاه هستند. استفاده از سلاح های بسیار قدیمی که گاهی در اجرای عملیات واقعی و در مواقع حساس با گیر های شدید مانع استفاده و حفظ جان می شود. این سلاح ها به دلیل قدیمی بودن و تکنولوژی بسیار پایین وزن بسیار بالایی دارند که سرعت عمل، چابکی و انعطاف پذیری را از کاربر سلب می کنند. عدم توجه به موقع و کافی نسبت به پرسنل کادر و وظیفه که واقعا نسبت به بقیه نیروهای نظامی با خطرات و مشکلات بسیاری رو به رو هستند؛ ولی واقعا مظلوم واقع شده اند. در اثبات این موضوع همین بس که اکثر پرسنل کادر برای گذران امور زندگی خود در زمان استراحت به جای استراحت مجبور به انجام شغل دوم هستند. این موضوع در دراز مدت باعث سرخوردگی و کاهش شدید کارایی پرسنل به دلیل خستگی بدنی و دغدغه های ذهنی می شود. این موارد همچنین سبب کاهش تمرکز در انجام گشت زنی ها و اجرای کمین می شود. در نتیجه اجرای گشت ها گاهی صوری و فقط برای رفع تکلیف انجام می شود. بنابراین نیروهای دشمن با گذشت زمان به تکراری و بی توجه بودن آنها پی می برند و به همین خاطر به راحتی نیروهای ما را غافلگیر می کنند و ضربات مهلک و غیرقابل جبرانی را وارد می آورند. این موارد بخشی از گلایه مندی های احمد، سرباز تازه از خدمت برگشته یکی از پاسگاه های مرزی است که مدت زیادی را در آن مناطق به سر برده است. او معتقد است که حفظ امنیت مرزها از هر فعالیت دیگری در عرصه ایجاد امنیت ملی مهم تر است. در این راستا باید به سربازان و جوانانی که مظلومانه از جان خود می گذرند و شبانه روز در حال گشت زنی و حفظ مرزها هستند بیشتر توجه شود.
  • تاریخ : ۲۹ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views
سلامت نیوز-*سام بوربور: در سال های اخیر همواره انتخاب و چگونگی پیاده کردن الگوهای آموزش و پرورش، موضوع مورد بحث کسانی بوده که دغدغه آینده این مملکت را دارند. تفاوتی ندارد که این ا فراد از چه طیف و گروهی باشند و فرقی هم نمی کند که چه آینده ای متصور باشند. اینکه الگو از کجا آمده و آيا وارداتی یا از گوشت و خون خود ماست هم موضوع بحث نیست. به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه قانون، مساله این است که هر کس از ظن خود موضوع را واکاوی و مسیری برای رساندن جامعه به آنچه در ذهن دارد، انتخاب می کند. در این میان گروهی با سال ها مطالعه و تجربه با مسیرهای روشن و علمی و گروهی با راهکارهای سنتی ولی به زعم خود رهنمون کننده به رستگاری، برای کودکان نسخه پیچی می کنند. این بحث از این نظر حايز اهمیت است که وقتی بحث آینده کودک و به تبع آن مملکت در میان است، تعصبات کورکورانه نتیجه مشخصی دارد که حتما خیانت به کودک و آینده این کشور است. البته این مساله زوایای متفاوت و جنبه های بسیاری دارد که در این مطلب کوتاه، تنها به بخش کوچکی از آن خواهم پرداخت. آبان گذشته مصادف با روز دانش آموز، هدایایی به شکل نارنجکِ اسباب بازی که در واقع خودکار بود، برای تعدادی از محصلان دبستانی تهیه و به آن ها اهدا شد. با انتشار عکس مربوط به این رویداد، گروهی نسبت به مساله اعتراض و نارنجک را هدیه ای نامناسب برای کودک در مدرسه دانستند و گروه دیگر که از طیف تهیه کننده این قبیل هدایا هستند، معتقد بودند که آنچه در ذهن منتقدان به این هدایاست، تحویل کودکی فاقد شهامت و بدون درک از ارزش های سال ها جنگ با عراق به جامعه است.حال باید پرسید که بر چه پایه و اساسی گمان می کنند کودکی که با معیارهای صلح جویانه بزرگ می شود، از کودکی که با معیارهای سنتی پرورش یافته، خدمات کمتری به ویژه در زمان حمله دشمن به میهن ارائه خواهد داد. با مروری بر زندگی و عملکرد رزمندگان، شهدا و جانبازان جنگ ایران و عراق خواهیم یافت این مملکت جوانانی داشته که نه تنها در زمان دفاع ترسی در دل نداشته اند بلکه اسطوره و اسوه شهامت بوده اند. نیازی به بررسی ندارد و مشخص است که آن ها خروجی سیستم آموزش و پرورش پیش از انقلاب بوده اند وبه طور مشخص الگوهای آموزشی آن زمان با الگوهای آموزشی مد نظرِ طیف هدیه دهنده متفاوت و اتفاقا هر دو گروه انتقادات بسیاری به آن الگوهای آموزشی دارند؛ ولی وجه اشتراک گروه غیر سنتی با آن، عدم ورود چنین تفکراتی برای پرورش کودکان است و آنچه مد نظر برای اشاره به این مطلب است، معایب (آسیب زا و مخرب بودن) الگوهای اینچنینی که از نظر من الگوهای خشن نام دارند، هست.تحقیرِ صلح جویی ناشی از آن است که مسائل پرورشی کودک، به شکل جامع در نظر گرفته نشده و باید گفت، صلح نه تنها به معنی بزدلی نیست بلکه به معنی نوع دوستی و کنترل خشم از درون خود شخص است. صلح از ذهن و روح هر فرد در جامعه آغاز و درنهایت به همه افراد اجتماع و حتی دنیا تعمیم پیدا می کند. در خصوص خشم هم همین قاعده صدق می کند. خشمِ حاصل از تاکید بر پرورش به روش های سنتی، دامنگیر جامعه خواهد شد. تجاوز، قتل کودکان و بزرگسالان، ضرب و شتم زنان، اسیدپاشی، خشونت های خیابانی در اعتراضات مردمی و ... نمونه ای از جامعه ای است که تاثیرات آموزش خشن را تجربه می کند. پیش از اینکه خشونت در جنگ با دشمن مورد کاربرد قرار بگیرد، جامعه را زمینگیر و این گونه می شود که هر روز خبر فاجعه ای جدید را نشر و از پیشگیری آن عاجزیم. حتما این طور است که در نهایت زمانی می رسد که همه حکمرانان و قانون نویسان با عشق و مهری درونی به جامعه نگاه خواهند کرد و عملکرد آن ها به تأسی از اندوخته های ذهنی شان خواهد بود. تا نهادینه شدن صلح در وجود همه افراد، راه بسیاری خواهیم داشت ولی این مسیر چندان هم دور نیست؛ به شرط آنکه فعل خواستن را با پشتکار و صداقت صرف کنیم و با فرصت سوزی بیراهه را به جای راه انتخاب نکنیم. * فعال حقوق کودک
صفحه 1 از 5
12345 بعدی